خرید بک لینک
سلام ...

روی خاک ایستاده ام
با تنم که مثل ساقه ای گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند ...

آهود   
دهخدا :  
[ اِخ ]  پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).


برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

ناگهان بُغضی از درونام برمیخیزد و گلویام را میفشاردناگهان نوشتهام را ناتمام میگذارم و از جا میپرمناگهان در سرسرای هُتلی، خواب میبینمناگهان درختی در پیادهرو به پیشانیام میخوردناگهان گرگ نومید و خشمگین و گرسنه رو به ماه زوزه میکشدناگهان ستارهها روی تاب باغچهای فرود میآیند و تاب میخورندناگهان مُردهام را در گور میبینمناگهان در مغزم آفتابی مهآلودناگهان به روزی که آغاز کردهام چنان چنگ میاندازم که گویی هرگز پایان نخواهد یافتو هر بار تویی که پیش چشمام میآیی.#ناظم حکمت + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

این روزها چشم هایم را می بندم ، خودم را سوار بر اسب در کوه های ساوالان می بینم که به تاخت دور می شود ، نفس های اسب را بشنو ، ابرهای بالای سرت را خستگی پاهایش را ...

+ با من گوش کن

اشک هایم حتما از سرمای هواست ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

صفحه بندی